let (2)
معنی کامل و مثالها
/let/n., vt.
● مانع (بیشتر به این صورت به کار میرود: بدون مانع و رادع without let or hindrance)
● (تنیس و برخی بازیهای دیگر) دخالت با حرکت گوی
● (قدیمی) جلوگیری کردن، بازداری کردن
/let/n., vt.
● مانع (بیشتر به این صورت به کار میرود: بدون مانع و رادع without let or hindrance)
● (تنیس و برخی بازیهای دیگر) دخالت با حرکت گوی
● (قدیمی) جلوگیری کردن، بازداری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن