lethargies معنی فارسی سبات مرگ کاذب خواب مرک نما بيحالي سنگيني بي علاقگي واژههای دیگر با معنی «سبات» lethargy سبات، مرگ کاذب، خواب مرک نما carotid شريان سبات، شاهرگ، نزديک شاهرگ carotidal شريان سبات، شاهرگ carotid artery شريان سبات lethargically با حالت سبات carotidal artery شاهرگ، شريان سبات coma اغماء، سبات سنگين lethargic سباتي، وابسته به سبات، دچار trance جذبه، نشئه، بيخودي