letter of agreement معنی فارسی موافقتنامه واژههای دیگر با معنی «موافقتنامه» labor agreement موافقتنامه کار، قرارداد کار administrative approval موافقتنامه اداري executive agreement موافقتنامه اجرايي، موافقتنامه قابل اجرا potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام، موافقتنامه منعقده بين امريکا و شوروي، و انگليس پس از پايان جنگ جهاني دوم gentelmen's agreement موافقتنامه دوستانه، کليه توافقهايي که مستند به اسناد رسمي، و امضا شده نباشد european monetary agreement موافقتنامه پولي اروپا، موافقتنامه تنظيمي بين کشورهاي عضو، سازمان همکاري اقتصادي اروپا به منظور swap agreement موافقتنامه مبادلات ارزي، قرار معاوضه ارزي clearing agreement موافقتنامه بازرگاني بين دو کشور final protocol مقاوله نامه يا موافقتنامه نهايي international date line خط تقسيم نيروهاي بين المللي، خط موافقتنامه بين المللي