دیکشنری فارسی

levee (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/lev´ē/n., vt.

● (دیواره‌ی خاکی که برای جلوگیری از طغیان در دوسوی رودخانه می‌سازند) خاکریزی، خاک دیوار، خاکریز، چل، بند، لوار

● (محل پهلو گیری قایق در رودخانه) باراندازگاه، رود اسکله، لنگرگاه

● (مرزبندی خاکی در اطراف کشتزاری که آبیاری می‌شود) مرزخاکی، دیواره

● (در دو طرف رودخانه) سد خاکی ساختن، خاک دیوار ساختن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن