lever handle معنی فارسی دستگيره اهرم واژههای دیگر با معنی «دستگيره اهرم» operating lever اهرم گرداننده، اهرم عامل، اهرم کولاس firing lever اهرم چکاننده، ضارب، چکش ضارب safety lever اهرم ضامن، دستگيره ضامن