دیکشنری فارسی

licensure

US'laısəntʃə

معنی فارسی

پروانه اجازه .

معنی کامل و مثال‌ها

/lī´sǝn shoor´/

● صدور گواهینامه یا جواز (مثلا برای پزشکی)

واژه‌های دیگر با معنی «پروانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن