دیکشنری فارسی

licentiate

معنی فارسی

دارنده پروانه دانشگاه براي دنبال کردن پيشه

اي چون پزشکي ، واعظ مجاز

معنی کامل و مثال‌ها

/lī sen´shē it, -āt´; -shǝt/n.

● (کسی که در حرفه‌ای دارای پروانه و اجازه نامه‌ی رسمی است) دارنده‌ی گواهی‌نامه‌ی رسمی، رسما مجاز

● (در دانشگاه‌های فرانسه و غیره) لیسانس، لیسانسیه

تعریف انگلیسی

noun
  1. holds a license (degree) from a (European) university

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن