lie over
معنی فارسی
معوق ماندن بتاخير افتادن متمايل شدن متمايل بودن منتظر ماندن.
مترادفها
1. Be deferred, be postponed.
2. Remain unpaid (said of a note).
معوق ماندن بتاخير افتادن متمايل شدن متمايل بودن منتظر ماندن.
1. Be deferred, be postponed.
2. Remain unpaid (said of a note).
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن