دیکشنری فارسی

liftoff

UKliftɔf US'lıf'tɔf

معنی فارسی

بر خيزش فراز خيزش

معنی کامل و مثال‌ها

/-ôf´/n.

● (لحظه‌ی به پرواز درآمدن چرخبال و موشک به‌طور عمودی) بر خیزش، فراز خیزش

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'lift' + 'off'. First known use in 1950s related to space exploration.

مثال

  • The liftoff of the rocket was successful.
  • We watched the liftoff from a safe distance.
  • The countdown to liftoff has begun.

ترکیب‌های رایج

Successful liftoff Rocket liftoff Spacecraft liftoff

تعریف انگلیسی

noun
  1. the initial ascent of a rocket from its launching pad

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن