light blue UKlaitbluː معنی فارسی کبود واژههای دیگر با معنی «کبود» navy blue کبود، آبي سير blue mud گل کبود lilac ياس کبود، ياس درختي، ياس شيرواني roman vitriol کات کبود، زاج کبود sulphate of copper کات کبود، زاج کبود blue vitriol کات کبود bluestone کات کبود blue jay زاغ کبود. jaybird زاغ کبود. sapphire ياقوت کبود، صفير، کبود