light handed معنی فارسی ماهر تردست واژههای دیگر با معنی «ماهر» skilful ماهر، استاد، با مهارت skillfully ماهر، استاد، با مهارت skillfulness ماهر، استاد، با مهارت light foot ماهر، تردست، بادپا tactful ماهر، با سليقه، عامل skillful ماهر، استادکار. light-handed ماهر semi-skilled نيمه ماهر expert gunner توپچي ماهر، تيرانداز ماهر توپخانه semiskilled نيمه ماهر.، نيمه فني، نيمه تخصصي