lighten (2)
معنی کامل و مثالها
/līt´'n/vt., vi.
● سبک کردن یا شدن، کم وزن کردن یا شدن
to lighten a ship
کشتی را سبک کردن
faith shall lighten your load
ایمان بار تو را سبک خواهد کرد.
● ملایم کردن یا شدن، (از شدت یا خشونت چیزی) کاستن
a sorrow that would not lighten
اندوهی که کاسته نمیشد
censorship has lightened somewhat
از شدت سانسور تا اندازهای کاسته شده است.
● سبکروح شدن، سبکبال شدن یا کردن، شاد کردن یا شدن
the good news lightened his mood
خبر خوش روحیهی او را شاد کرد.
* lighten up (!)
(عامیانه) سخت نگرفتن، اینقدر جدی نباش!