lily
معنی فارسی
سوسن سفيد و لطيف
معنی کامل و مثالها
/lil´ē/adj., n., pl.
● (گیاه شناسی) سوسن (جنس Lilium که دارای پیاز و گلهای شیپوری است)
● گل سوسن، پیاز سوسن
● (هرگیاه مشابه سوسن) سوسن آبی، زنبق رشتی
● رجوع شود به: fleur-de-lis
● سوسنیان (تیرهی Liliaceae از راستهی Liliales که یک لپهای هستند و لاله و پیاز خوراکی از این تیرهاند)
● (از نظر سپیدی یا لطافت) سوسن مانند، سفید و زیبا، سوسنی
* gild the lily
در بهتر کردن چیزی عالی کوشش بیهوده کردن
ریشه و کاربرد
ریشه
From Middle English 'lilie', from Old English 'lilie', from Latin 'lilium', from Greek 'leirion'.
مثال
- The garden was filled with beautiful lilies.
- She wore a lily in her hair.
- The lily symbolizes purity and innocence.
ترکیبهای رایج
Water lily Calla lily Tiger lily Easter lily
تعریف انگلیسی
- any liliaceous plant of the genus Lilium having showy pendulous flowers