lime (1)
معنی کامل و مثالها
/līm/n., vt.
● آهک (بهفرمول CaO - اکسید کلسیم)، جیر
● آهکی، آهک مانند
● سنگ آهک
● ته نشست آهکی (درون لولهها و غیره)
● سمنت کردن، با سیمان محکم کردن
● (با آهک چسبناک) پرنده گرفتن یا بهدام انداختن، دام آهکی، پادام (birdlime هم میگویند)
● آهک زدن به، آهک پوش کردن، آهک مالی کردن، (با آهک مالی) سفید کردن
the limed houses of the fishing village gleamed under the sun
خانههای سفید (یا آهک مالی شدهی) دهکدهی ماهیگیران در آفتاب میدرخشیدند.