دیکشنری فارسی

limiting factor

معنی فارسی

عامل محدود کننده

معنی کامل و مثال‌ها

● (عامل محیطی که رشد یا فعالیت یا گسترش سازواره را محدود می‌کند) عامل بازدار، عامل محدود کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن