line link معنی فارسی خط اصلي واژههای دیگر با معنی «خط اصلي» main supply line خط تغذيه اصلي trunk line خط اصلي (در راه آهن)، شاه سيم principal line خط رابط نقاط اصلي در روي عکس هوايي، خط رابط dash number عددي که با يک خط فاصله از شماره اصلي، جدا شده wing spar عضو سازه اي اصلي بال در امتداد خط واصل، دو سر بال lighting mains خط نور، خط روشنايي اصلي mainline راه يا مسير اصلي، شاهراه، خط اصلي main stem قسمت اصلي کانال، راه اصلي جويبار، خط اصلي. word warp فرمت بندي مجدد پس از حذف ها و اصلاحات، ويژگي که در صورت جانگرفتن يک کلمه در خط، اصلي آن را به ابتداي خط بعدي مي برد cardinal points effect اثر چهار جهت اصلي، اثر عمود قرار گرفتن، خط امواج رادار به صفحه تصوير زمين