دیکشنری فارسی

line of sight

معنی فارسی

مسير ديد در نقشه برداري

معنی کامل و مثال‌ها

● مسیر دید، خط دید، راستای دید

suddenly a deer came into my line of sight

ناگهان آهویی از راستای دید من رد شد (از مد نظرم گذشت).

● (رادیو و تلویزیون - خط مستقیم از آنتن فرستنده به افق نمایان که برابر است با برد یا قدرت فرستندگی امواج پربسامد ایستگاه فرستنده - line of vision هم می‌گویند) کشای دید، کشه‌ی دید

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the combination of 'line', 'of', and 'sight', each with roots in Old English.

مثال

  • The line of sight between the two buildings is clear.
  • The sniper had a clear line of sight to his target.
  • The line of sight is obstructed by the tree.

ترکیب‌های رایج

Clear line of sight Obstructed line of sight

تعریف انگلیسی

noun
  1. an imaginary straight line along which an observer looks

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن