line regulator معنی فارسی تنظيم کننده ولتاژ شبکه رگولاتور خط واژههای دیگر با معنی «تنظيم کننده» regulator تنظيم کننده، ناظم، تعديل کننده regulative تنظيم کننده regularizer تنظيم کننده . zero adjuster تنظيم کننده صفر slip regulator تنظيم کننده لغزش speed governor تنظيم کننده سرعت rotary-type regulator تنظيم کننده گردان، رگولاتور نوع گردان automatic timing advance تنظيم کننده خودکار regulating resistance مقاومت تنظيم کننده turbine governor تنظيم کننده توربين