دیکشنری فارسی

liner (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/līn´ǝr/n.

● آستردوز

● آستر، (هر چیز) آستر مانند، تویی، تودوزی

a helmet liner

تودوزی کلاه خود (یا کلاه ایمنی)

● جلد صفحه‌ی گرامافون

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن