دیکشنری فارسی

lineup

UKlainjuːp US'laı'nʌp

معنی فارسی

به صف ايستادن تيم

معنی کامل و مثال‌ها

/līn´up´/n.

صف (به ویژه صفی که از چند نفر تشکیل می‌دهند تا شاهد متهم را از میان آنان سوا کند)

(برنامه‌های تلویزیونی یک کانال بخصوص) برنامه

what's the T.V. lineup for tonight?

برنامه‌ی نمایشات تلویزیونی امشب چیست‌؟

(ورزش‌های تیمی) فهرست بازیکنان (برحسب مقام و نقش آنها در تیم)

he is taken out of the lineup for today

او از فهرست بازیکنان امروز حذف شده است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. (baseball) a list of batters in the order in which they will bat “the managers presented their cards to the umpire at home plate”
  2. a line of persons arranged by police for inspection or identification

واژه‌های دیگر با معنی «به صف ايستادن تيم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن