دیکشنری فارسی

list (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/list/vt., vi., n.

● (کشتی)

● کج شدن، یک ور شدن، (به یک سو) لمیدن

the ship had listed to one side and was close to tipping over

کشتی به یک سوخم شده بود و نزدیک بود واژگون شود.

● یک ور شدگی، کج شدگی، تمایل به یک سو، لمیدگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن