list lessly معنی فارسی بيحالانه ، از روي بي علاقگي واژههای دیگر با معنی «بيحالانه» nervelessly بيحالانه، از روي بي عصبي remissly از روي بي مبالاتي، بيحالانه maunder من من کردن، جويده حرف زدن، بيحالانه راه رفتن