دیکشنری فارسی

liturgical

UKlitəːdʒikl USlə'tə:dʒıkəl

معنی فارسی

وابسته به آيين نماز

معنی کامل و مثال‌ها

/lǝ tu_r´ji kǝl/adj.

● وابسته به آیین نیایش کلیسایی

● مورد کاربرد در آیین نیایش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or in accord with liturgy “Pertains to noun: liturgy”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن