liver (1)
معنی کامل و مثالها
/liv´ǝr/n.
● (کالبد شناسی) کبد
● (قصابی) جگر
fried liver
جگر سرخ کرده
do you like chicken liver?
جگر مرغ دوست داری؟
● (رنگ) جگری، قرمز جگری
● (قدیمی) مرکز احساسات و آرزوها
/liv´ǝr/n.
● (کالبد شناسی) کبد
● (قصابی) جگر
fried liver
جگر سرخ کرده
do you like chicken liver?
جگر مرغ دوست داری؟
● (رنگ) جگری، قرمز جگری
● (قدیمی) مرکز احساسات و آرزوها
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن