دیکشنری فارسی

liver (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/liv´ǝr/n.

● کسی که به طرز بخصوصی زندگی می‌کند

a clean liver

آدمی که تمیز زندگی می‌کند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن