living organisms معنی فارسی موجودات زنده واژههای دیگر با معنی «موجودات زنده» pharmacodynamics مبحث اثر دارو بر ساختمان موجودات زنده . live box جعبه يا قلمي که در اب اويزان ميکنند تا، موجودات ابزي را زنده نگاهدارند. biogenetic زيست زادي، مربوط بمنشاء پيدايش موجودات زنده . controlled environment محيطي که در آن کميتهايي از قبيل دما فشار، ترکيباتمسفري تابشهاي يونيزه کننده و ميزان، رطوبت در مقادير مناسب براي موجودات زنده unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان cell زندان تکي، سلول، پيل