loaf (2)
معنی کامل و مثالها
/lōf/vi., vt.
● (معمولا با: away) وقت تلف کردن، وقت خود را به بطالت گذراندن، ولگردی کردن، تنبلی کردن
he loafed away instead of studying
بهجای درس خواندن همیشه اتلاف وقت میکرد.
* loaf one's way
به تنبلی کاری را انجام دادن، ولگردی کردن