lobotomize
معنی فارسی
لپ برداري کردن، بخشي از مغز را برداشتن
از هوش و احساس انداختن
معنی کامل و مثالها
/lō bät´ǝ mīz´/vt.
● (جراحی مغز) لب برداری کردن، بخشی از مغز را برداشتن
● از هوش و احساس انداختن
لپ برداري کردن، بخشي از مغز را برداشتن
از هوش و احساس انداختن
/lō bät´ǝ mīz´/vt.
● (جراحی مغز) لب برداری کردن، بخشی از مغز را برداشتن
● از هوش و احساس انداختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن