logging off معنی فارسی قطع ارتباط واژههای دیگر با معنی «قطع ارتباط» log out قطع ارتباط decouple جدا کردن يا قطع ارتباط بين اجزاء يک، سيستم log off خروج از سيستم، قطع ارتباط disaffiliation عدم مشارکت، عدم ارتباط، قطع ناوابستگي