loiterer
UKlɔitərər
معنی فارسی
کسيکه در رفتن تعلل کند، پرسه زن.
مترادفها
noun
Lingerer, idler, laggard.
کسيکه در رفتن تعلل کند، پرسه زن.
noun
Lingerer, idler, laggard.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن