دیکشنری فارسی

long headed

معنی فارسی

سر دراز زيرک عيار دراز سر

مترادف‌ها

adjective
Sagacious, discerning, intelligent, acute, shrewd, clear sighted, keen sighted, far seeing, perspicacious.

واژه‌های دیگر با معنی «سر دراز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن