دیکشنری فارسی

long sighted

UKlɔŋsaitid

معنی فارسی

دوربين تيزبين دورانديش

مترادف‌ها

adjective
1. Far sighted.
2. Sagacious, far seeing, discerning.

واژه‌های دیگر با معنی «دوربين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن