long term UKlɔŋtəːm معنی فارسی بلند مدت واژههای دیگر با معنی «بلند مدت» long run بلند مدت long term loan وام بلند مدت long-term loan وام بلند مدت long period دوره بلند مدت long run equilibrium تعادل بلند مدت perspective plan برنامه بلند مدت prospective plan برنامه بلند مدت long run forecasting پيش بيني بلند مدت long run planning برنامه ريزي بلند مدت long-term credit commitment تعهد اعتبار بلند مدت