longevous معنی فارسی دراز عمر بسيار زي معمر معنی کامل و مثالها /län jē´vǝs/adj.● (نادر) دراز عمر، دیرپای، پر دوام واژههای دیگر با معنی «دراز عمر» longeval دراز عمر، بسيار زي، معمر long life عمر دراز، مدت مديد long lived داراي عمر دراز، دراز عمر، معمر