longitudinal axis معنی فارسی محور طولي واژههای دیگر با معنی «محور طولي» end play بازي طولي محور included angle زاويه بين محور طولي يک جسم و بردار، جريان هوا box beam wing نوعي ساختمان بال با محور طولي اصلي و، ديوارهايي براي شکل دادن و استحکام بال oblique compartment قسمتي از زمين که محور طولي آن نسبت به، سمت حرکت يکانها به طور مايل قرار گرفته، باشد coning angle زاويه بين محور طولي تيغه ها و سطح مار، بر نوک تيغه ها صرفنظر از خمش تيغه ها pitch altitude زاويه بين محور طولي رسانگر و صفحه مرجع nose up چرخش حول محور عرضي و خارج شدن محور طولي، از وضعيت تراز بطرف اوج lubber line خطي که روي صفحه قطب نما امتداد محور طولي، هواپيما را نشان ميدهد abeam جهت عرضي، امتداد عمود بر محور طولي، قائم بر مسير حرکت control surface angle زاويه بين مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و، وتر سطح ثابت يا محور طولي هواپيما