loom (1)
معنی کامل و مثالها
/lōōm/n., vt.
● دستگاه بافندگی (پارچه و فرش و غیره)، ماشین پارچه بافی
● (معمولا با: the) هنر بافندگی
for men there was farming; for women, the loom
کار مردها کشاورزی بود و کار زنان بافندگی.
● بافتن (با دستگاه بافندگی)
they loomed night and day
شب و روز بافندگی میکردند.
● بدنهی پارو (میان دسته و پهنهی آن)