دیکشنری فارسی

loose ends

معنی کامل و مثال‌ها

● (کارهای کوچک و نهایی که برای پایان دادن کاری باید انجام شود) کارهای نا تمام، سرنخ‌های با قیمانده

* at loose ends

1- بی سر و سامان، در هرج و مرج، دچار درهم و برهمی، سردرگم 2- بی‌کار، بدون کار و بار معین، بدون نقشه برای آینده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن