lordling
معنی فارسی
لرد کوچک بزرگ زاده لرد بي نفوذ
معنی کامل و مثالها
/-liŋ/n.
● (معمولا تحقیر آمیز) لرد کوچک، لردچه، لردبچه
لرد کوچک بزرگ زاده لرد بي نفوذ
/-liŋ/n.
● (معمولا تحقیر آمیز) لرد کوچک، لردچه، لردبچه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن