دیکشنری فارسی

lore (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/lôr/n.

● دانش (به ویژه در زمینه‌ی خاص یا گروه خاص)، دانش مردمی یا سنتی، دانش دهان به دهان، فوت وفن

the anatomical lore accepted by all

دانش کالبد شناسی مورد قبول همگان

they learned by themselves the lore of hunting

آنان پیش خودشان فوت و فن شکار را یاد گرفتند.

● (قدیمی) آموزش، تدریس، مطلب تدریس شده، درس، دانستنی‌ها

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن