loricate معنی فارسی پوشش دار زره دار واژههای دیگر با معنی «پوشش دار» cased column ستون پوشش دار padded ring حلقه پوشش دار covered electrode الکترود پوشش دار shieded-arc welding جوش قوسي پوشش دار thecal داراي پوشش کپسول دار، غلاف دار. thecate داراي پوشش کپسول دار، غلاف دار. tunicated نيام دار، پوشش دار، پيراهن پوش protected محفوظ، ضامن دار، پوشش دار tunic نيام، (روم قديم)، پيراهن بي استين يا با استين که مرد وزن encrustation پوسته دار سازي، دلمه شدگي، رويه بندي