دیکشنری فارسی

loser

UKluːzər US'lu:zə

معنی فارسی

بازنده زيان بيننده ضر ر کننده گم کننده اسب بازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/lōō´zǝr/n.

● بازنده

● (عامیانه) محکوم به باخت، بی‌عرضه، ناکارا، همیشه بازنده

● زندانی شده، محکوم و زندانی شده

a four-time loser

کسی که چهار بار محکوم و زندانی شده است.

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'lose' + '-er'

مثال

  • He's such a loser, he never wins anything.
  • Don't be a sore loser if you lose the game.
  • She felt like a loser after failing the exam.

ترکیب‌های رایج

be a loser sore loser feel like a loser label as losers poor performance

تعریف انگلیسی

noun
  1. a contestant who loses the contest
  2. a person with a record of failing; someone who loses consistently
  3. a gambler who loses a bet

واژه‌های دیگر با معنی «بازنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن