lostlabour معنی فارسی کوشش بيهوده ، زحمت بيخود ، کارذوقي که کننده آنراچشم داشت پاداش نيست واژههای دیگر با معنی «کوشش بيهوده» ineffectual struggle کوشش بيهوده، تقلاي بيخود dead lift کوشش بيهوده dead pull کوشش بيهوده futility بيهودگي، پوچي، بيفايدگي