low (2)
معنی کامل و مثالها
/lō/vi., vt., n.
● (مانند گاو صدا دادن) مو کردن، ماغ کشیدن
the cows lowed and the sheep bleated
گاوها ماغ میکشیدند و گوسفندان بع بع میکردند.
● (صدای گاو) مو، ماغ، ما
/lō/vi., vt., n.
● (مانند گاو صدا دادن) مو کردن، ماغ کشیدن
the cows lowed and the sheep bleated
گاوها ماغ میکشیدند و گوسفندان بع بع میکردند.
● (صدای گاو) مو، ماغ، ما
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن