دیکشنری فارسی

low (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/lō/vi., vt., n.

● (مانند گاو صدا دادن) مو کردن، ماغ کشیدن

the cows lowed and the sheep bleated

گاوها ماغ می‌کشیدند و گوسفندان بع بع می‌کردند.

● (صدای گاو) مو، ماغ، ما

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن