low grade معنی فارسی کم ارزش کم طبقه بندي کم اثر کم درجه واژههای دیگر با معنی «کم ارزش» disprize کم ارزش پنداشتن، دون شمردن، ارج ننهادن bibelot جواهر يازينت کم ارزش shinplaster اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه .، اسکناس بي ارزش، کاغذ پاره billon الياژي از طلاونقره يامس يا قلع ويا ساير فلزات، کم ارزش، عديسه cheapie ارزان، کم ارزش، از جنس بد brummagem بي ارزش، کم ارزش، پست pistareen پيستارين، کم ارزش، ناچيز undervaluation تقويم ياارزيابي کمتر از ميزان واقعي، کم ارزش گذاري belittlement تحقير، کم ارزش سازي. low level در ارتفاع کم، در سطح پايين، کم ارزش