lucubrated معنی فارسی رياضت کشيدن ، دود چراغ خوردن ، اثرادبي بسيارپيچيده وصنعتي تهيه کردن واژههای دیگر با معنی «رياضت کشيدن» lucubrate رياضت کشيدن، دود چراغ خوردن، اثرادبي بسيارپيچيده وصنعتي تهيه کردن