دیکشنری فارسی

luminescence

UKluːminesns US'lu:mə'nesəns

معنی فارسی

لومينسانس

معنی کامل و مثال‌ها

/lōō´mǝ nes´ǝns/n.

● لیانندگی (در برابر: تابندگی incandescence) (شارندگی fluorescence و فروزندگی phosphorescence از انواع لیانندگی هستند)، شب تابی، خود تابی

تعریف انگلیسی

noun
  1. light not due to incandescence; occurs at low temperatures
  2. light from nonthermal sources

واژه‌های دیگر با معنی «لومينسانس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن