lump (2)
معنی کامل و مثالها
/lump/vt.
● سوختن و ساختن، تحمل کردن
if you don't like it you can lump it
آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته
/lump/vt.
● سوختن و ساختن، تحمل کردن
if you don't like it you can lump it
آش کشک خالته، بخوری پاته نخوری پاته
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن