lump sum purchase معنی فارسی خريد کلي خريد يکجا واژههای دیگر با معنی «خريد کلي» coordinated procurement assigness شعبه مسئول خريد کلي آماد basket purchase خريد کلي بدون محاسبه جزئيات cornering the market قبضه نمودن بازار، خريد کلي و يکجاي، کالاهاي بازار blanket buying خريد بصورت عمده، خريد کالاهاي متعدد، خريد کلي quantity allowance تخفيف کلي، تخفيفي که به خريد عمده، تعلق ميگيرد