lunge (1)
معنی کامل و مثالها
/lunj/n., vi., vt.
● حملهی ناگهانی (با شمشیر یا دیگر سلاحهای برنده)، پیش جهش، بر جهش، جهش ناگهانی به جلو
he made a lunge at me with his drawn sword
با شمشیر آخته به طرفم یورش آورد.
she lunged at the door
او به طرف در یورش برد.
● (با شمشیر وغیره) ناگهان حمله کردن به، بر تاختن، پیش جهیدن، ورجهیدن
I lunged forward and opened the door for her
من جلو پریدم و در را برای او باز کردم.
she lunged at me with a knife
او با چاقو به من حملهور شد.