lupi US'lu:pı معنی فارسی گرگ سبع ذئب واژههای دیگر با معنی «گرگ» wolf گرگ، آدم درنده خو wolfishly گرگ، آدم درنده خو wolfish گرگ صفت، درنده خو، حريص lycanthropy گرگ شدگي، يکجور ديوانگي که آدم رابخيال مي اندازدکه، تبديل به گرگ شده است wolf pack حمله گرگ، حمله چند زيردريايي با هم به هدف lupin شبيه گرگ، سبع، درنده borzoi سگ گرگ . wolffish گرگ ماهي wolfling بچه گرگ. lycanthrope آدم گرگ شده، ديوانه اي که خود را گرگ ياجانورديگر پندارد